شمس الدين حافظ
416
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
332 - « بيت الغزل معرفت » يا رب آن نوگل خندان كه سپردى به مَنَش * مىسپارم به تو از چشمِ حسودِ چمنش گرچه از كوى وفا گشت به صد مرحله دور * دور باد آفتِ دور فلك از جان و تنش گر به سر منزل سلمى رسى ، اى باد صبا * چشم دارم كه سلامى برسانى ز منش به ادب نافهگشايى كن از آن زلف سياه * جاىِ دلهاى عزيزست ، به هم برمزنش گو دلم : حقّ وفا با خطوخالت دارد * محترم دار در آن طُرّهء عنبرشكنش در مقامى كه به يادِ لبِ او مىنوشند * سِفله آن مست كه باشد خبر از خويشتنش عِرض و مال از دَرِ ميخانه نشايد اندوخت * هركه اين آب خورَد ، رخت به دريا فكنش هركه ترسد ز ملال ، انده عشقش نه حلال * سرِ ما و قدمش يا لبِ ما و دهنش شعرِ حافظ همه بيت الغزلِ معرفتست * آفرين بر نفسِ دلكش و لطفِ سخنش * توضيحات : يا رب ( خدايا ) نوگل خندان ( گل تازه شكفته ) منش ( به من او را ) مىسپارم ( به امان تو مىسپارم ) سلمى ( مجاز از معشوق - نامى است ) چشم دارم ( اميدوارم ) طرّه ( موى پيشانى ) بهم بر مزن ( درهم و برهم مكن ، آشفته نسازى ) عنبرشكن ( معطر ) سفله ( فرومايه - پست ) اين آب ( شراب آتشين ) مقام ( بزم ) او ( ضمير مرجعش يار و محبوب است ) عرض ( آبرو ) نشايد اندوخت ( نمىتوان به دست آورد ) رخت به دريا فكند ( از همه چيز صرفنظر كردن ، دست از هستى شستن و به مقام فنا فى الله رسيدن ) ترسد ز ملال ( بىقرار و نگران شود ، از اندوه بترسد ) عشقش نه حلال ( عشق حلال او نباشد ) بيت الغزل ( شاه بيت ) معنى بيت ( 3 ) ( اى باد صبا اگر به سر منزل سلمى و معشوق رسيدى اميدوارم كه از من به او سلامى برسانى ) معنى بيت ( 4 ) ( اى باد صبا ، از زلف سياه محبوب نافهگشايى و عطر عطرپراكنى به ادب كن چون آنجا مقام دلهاى عزيز مىباشد پس درهم و برهم مكن ) معنى بيت ( 9 ) ( اشعار حافظ تماما شاه بيت غزل عرفان و عشق الهى است . آفرين باد بر نفس و دم پاك و گفتار نرم و شيرينش ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 5 و 6 و 7 به ترتيب فرمايد : ( اى صبا ، بيا به من بگو كه دل من بر چهره و خال مشكين تو حقى از دوستى و وفادارى دارد پس بر تو است كه آن را در چين زلف معطر خود با عزت نگاه دارى ) ( در بزمى كه به ياد لب شيرين يار ساغر برمىگيرند ، مستى كه در آن مجلس از خود بىخود نشود و هستى خود را فراموش نكند حقيقتا فرومايه و پست است ) ( آبرو و مال از خدمت در ميكده قلندران به دست نتوان آورد ، زيرا هركه باده معرفت نوشيد ، دست از هستى مىشويد و به فنا فى الله مىرسد ) خود تفسير كنيد . 2 - خاطر و يادگارى عزيز دارى و به او و ناراحتيش فكر مىكنى ، متأسفانه او سر سازگارى با شما ندارد ولى جنابعالى سخت به او علاقهمند شدهايد ، « حافظ » به جنابعالى توصيه مىكند كه صرفنظر كن و به او پايبند نباش كه زيان و ضرر دارد . 3 - مقدمات اين نيت فراهم نشده بهتر است از آن منصرف شويد زيرا به زودى با شخص مهمى ملاقات خواهيد داشت و او درهاى صفا و محبت را به روى شما باز مىكند ، از سخنان وى و تجربههاى او بهره بگير . 4 - با همسر يا پدر خود مهربان باشيد زيرا جديدا گرفتارى سختى دارد و حوصله كارى ندارد ، به او بگوييد از اين معامله و كار صرفنظر كند كه به نفع وى نمىباشد و بداخلاقى او نتيجه وسواس و ترديد وى مىباشد ، اگر مىخواهيد ، همسر يا نامزد يا دوستتان وفادار بماند از سوره مباركه « نور » با حضور قلب و معنى از آيهء 32 تا 6 آيه بعد از آن را به مدت 7 شب بخوانيد . 5 - از طريق رايانه و امواج و اينترنت : مىتوانيد به اين موضوع دست يابيد و از فرصت داده شده ، به هر ترتيب كه صلاح بدانيد ، استفاده كنيد ولى مواظب خطرات احتمالى آن هم باشيد .